ماجرای دهکده گردشگری عباس برزگر، همه می خواهندکَته گوجه بپزند!

ماجرای عباس برزگر را احتمالا خیلی ها می دانند؛ کارآفرین پیروز شیرازی -که البته به اشتباه اهل بوانات استان فارس معرفی می شود-او که در محله قدیمی شیخ علی چوپان شیراز به جهان آمد اما بعدها سرنوشت شیرینش با شهرستان بوانات گره خورد.

ماجرای دهکده گردشگری عباس برزگر، همه می خواهندکَته گوجه بپزند!

از آنهایی که او را نمی شناسند می خواهم به توضیحات خلاصه من اکتفا ننمایند. ارزشش را دارد که در حد 10 دقیقه هم که شده با جستجوی کوتاهی در اینترنت توضیح زندگی این بنده خدا را بخوانند؛احتمال زیاد برایشان شیرین و جذاب خواهد بود.

اما خلاصه ماجرایش این است که: او-منظورم عباس برزگر است- در شیراز دست فروشی می نموده که چون شهرداری اذیتش می نماید به روستایی زیبا در شهر بوانات کوچ می نماید. او از نزدیکانش می شنود که در این روستا-روستای بزم- امام زاده ای است که هواداران و زوار زیادی دارد. در نتیجه تصمیم می گیرد به آنجا برود و بساط دست فروشی اش را روبروی آن امام زاده برپا کند.

*****

در شبی بارانی دو توریست موتورسوار آلمانی که از بوانات به قصد کرمان در حرکت بودند راه گم می نمایند و می خورند به تور عباس برزگر؛ او و خانواده اش توریست های آلمانی را مهمان خانه کوچکشان می نمایند و از شام خود-کته گوجه- به آنها هم می دهند. یک ماه بعد اما 5 توریست دیگر با ملیت آلمانی همراه یک مترجم به بوانات می روند و سراغ عباس برزگر را می گیرند.

آنها از خاطرات هموطنانشان که در روزنامه های آلمان منتشر شده بود عباس برزگر را شناسایی می نمایند و وقتی در روستای بزم بوانات پیدایش می نمایند از او سراغ کته گوجه یا هماندمپخت گوجه فرنگی را می گیرند و از او می خواهند از همان غذایی که به دو توریست دیگر داده برای آنها هم درست کند و بعدش در حالی 200 هزار تومان به عباس برزگر می دهند که سود ماهانه او از دست فروشی به 30 هزار تومان هم نمی رسیده و خلاصه این که همین جرقه ای می گردد تا عباس برزگر به فکر بوم گردی و جذب گردشگران خارجی بیفتد و شد آنچه باید می شد؛این شیرازی ساده دل خانه کوچک یک اتاقه اش را به مروز رمان به 18 هکتار و بیشتر گسترش می دهد.

اتاق های دهکده گردشگری عباس برزگر حالا از سوی گردشگران خارجی حتی تا یک سال هم رزرو می گردد. او حالا یک کارآفرین میلیاردر و پیروز است؛ این خلاصه داستان زندگی اوست.

اما این که چرا به ماجرای عباس برزگر اشاره کردم دلیلش این است که به سبب نوع کارم با افراد مختلفی در حوزه گردشگری در ارتباطم. آنانی که عباس برزگر را الگوی خود قرار داده اند و می خواهند با بوم گردی و جذب گردشگران خارجی احتمالا یک شبه ره صدساله طی نمایند؛ کسانی که فکر می نمایند حالا که عباس برزگر با سطح تحصیلات پنجم ابتدایی توانسته از این راه ثروتمند گردد چرا آنها نتوانند.

در نتیجه آنها هم در روستاهای مختلف ایران یکی چند خانه را اجاره نموده و به شیوه عباس برزگر آراسته اند تا بلکه بتوانند با این کار و پذیرایی از گردشگران خارجی مثلا با کته گوجه به عباس برزگری دیگر تبدیل شوند.

عباس برزگر با کته گوجه رستگار شد و به شهرت و ثروت رسید اما این دلیل نمی گردد که آنها هم با کته گوجه رستگار شوند. آنها باید دنبال چیز دیگری برای رستگاری باشند.

کته گوجه سببی بود از جانب خدا برای گگردده شدن درهای پیروزیت برای یکی مثل عباس برزگر، سایر دوستداران و فعالان بوم گردی دنبال سبب دیگری باشند و کته گوجه را رها نمایند؛ قطعا کته گوجهِ پیروزیت آنان چیز دیگری است در جای دیگری؛ ان شاالله.

اینجا را هم بخوانید

منبع: توریسم آنلاین
انتشار: 3 دی 1398 بروزرسانی: 3 دی 1398 گردآورنده: selena-fan.ir شناسه مطلب: 507

به "ماجرای دهکده گردشگری عباس برزگر، همه می خواهندکَته گوجه بپزند!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ماجرای دهکده گردشگری عباس برزگر، همه می خواهندکَته گوجه بپزند!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید